تبلیغات
هوای تازه

هوای تازه
و ناگهان چقدر زود دیر می شود... 
تماس با ما
نویسندگان
نظر سنجی
به آثارکدام نویسنده علاقه ى بیشترى دارید؟





لینک های مفید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت






رمان "دل تاریکی" یا "قلب تاریکی" اثر "جوزف کنراد"



نویسنده: جوزف کنراد
ترجمه: صالح حسینی


درباره قلب تاریكی

 برتراند راسل: در بین نوشته‎های او، بیش از همه شیفتة داستان وحشتناکش «دل تاریکی» بودم که در آن دیده آلیستی نسبتاً ضعیف، بر اثر وحشت از جنگل‌های استوایی و تنهایی‎اش در میان وحشیان، دیوانه می‎شود. این داستان به گمان من، جامع‌تر از همه، فلسفه او را در باب زندگی بیان می‎کند. دریافت من –گرچه نمی‎دانم که آیا یک چنین تصویر ذهنی را می‎پذیرفت- این بود که کنراد جامعه متمدن و اخلاقاً قابل تحمل بشری را به خطرناکی گام زدن بر قشری نازک از گدازه تازه سرد شده می‎دانست که هر لحظه ممکن بود بشکند و در رهرو بی- احتیاط را به قعر آتشین فرو برد. او از اشکال گونه‎گون جنون شورانگیزی که آدمیان را بدان رغبتی است، سخت‎تر آگاه بود، و همین بود که اعتقادی چنان عمیق به اهمیت انضباط را به او بخشیده بود. شاید بتوان گفت که دیدگاه او همان «انتی تز» روسو است که می‎گوید «انسان در بند زاده می‎شود، اما می‎تواند آزاد شود.» بنابراین، معتقدم که کنراد می‎توانست بگوید: انسان آزاد می‎شود، اما نه با رها کردن انگیزه‎هایش، نه با سربه‌هوایی و بی‎بندوباری، بلکه با رام کردن انگیزه‎های سرکش و به کار گرفتن آن‌ها در خدمت هدفی حاکم.
کنراد به نظام‌های سیاسی علاقه‎ای نداشت، با این‎همه گونه‎ای احساس‌ قوی سیاسی داشت. قوی‌تر از همة این‌ها عشق او به انگلستان و نفرتش از روسیه بود، که از هر دو در «مأمور مخفی» سخن رفته، و نفرت از روسیه، هم از تزاریست و هم از انقلابی، با قدرت تمام در «پیش چشم غربیان» به بحث کشیده شده است. بی‎التفاتی‎اش به روسیه از آن گونه بود که در لهستان ریشه سنتی داشت. و این تا بدان پایه بود که نه به تولستوی ارج می‎نهاد و نه به داستایوفسکی. زمانی به من گفت که تورگنیف تنها داستان‌سرای روسی است که می‎ستاید. 
سوای عشق به انگلستان و نفرت از روسیه، سیاست چندان مورد علاقه‎اش نبود. آن‌چه علاقه‎اش را بر می‎انگیخت روح فردی بشر بود در مواجهه با بی‎تفاوتی طبیعت، و چه بسا با خصومت بشری، به تبعیت از نبردهای درونی با هوس‌های خوب و بد که به تباهی می‎انجامد. فاجعه‎های تنهایی قسمت بزرگی از اندیشه و احساس او را اشغال کرده بود. نمونه‎ای از بهترین داستان‌هایش در این زمینه «طوفان» است. در این داستان، ناخدا که آدمی ساده است،‌ به پشتوانة جسارتی تزلزل ناپذیر و عزمی عظیم کشتی‎اش را نجات می‎دهد. طوفان که فرو می‎نشیند، نامه‎ای بالا بلند به زنش می‎نویسد و ماجرا را برایش شرح می‎دهد. در روایت ناخدا، به زعم او، نقش خودش ساده و بدیهی بوده است. او تنها وظیفه ناخدایی‎اش را که البته هر کسی از او انتظار دارد انجام داده است. اما خواننده، از خلال توصیف او، از آن‌چه که انجام داده، جسارت ورزیده و تحمل کرده است آگاه می‎شود. این نامه، پیش از آن‌که فرستاده شود، پنهانی به وسیله مهماندار کشتی خوانده می شود، اما جز او هیچ کس دیگری آن را نمی‎خواند زیرا که زنش، آن را ملال‎انگیز می‎داند و نخوانده به دورش می‎اندازد.
دو مسئله‎ای که ظاهراً بیش از همه تخیل کنراد را آکنده، مسایل تنهایی و ترس از غرایب است. «رانده‎ای از جزایر» مانند «دل تاریکی» با ترس از غرایب سروکار دارد. و هر دوی این‌ها در داستان تکان دهنده و خارق‎العاده‎ای به نام «آمی فاستر» گرد می‎آیند. در این داستان، دهقانی از اهالی جنوب غرب اروپا در سفر خود به امریکا، تنها کسی است که پس از درهم شکسته شدن کشتی زنده می‏‎ماند، و در روستایی از ایالت کنت به خشکی می‎رسد. همه روستا از او می‎ترسند و با او بدرفتاری می‎کنند به جز آمی فاستر، دختر کودن و ساده لوح که در حال مرگ برایش نان می‎آورد و عاقبت هم با او ازدواج می‎کند. اما او نیز وقتی شوهرش، در حال تب، به زبان بومی خویش سخن می‎‏گوید، از غرابتش به هراس می‎افتد، بچه‎اش را بر می‎دارد و ترکش می‏کند. او تنها و بی‎امید جان می‎سپارد. چه بسا باخود اندیشیده‎ام که کنراد، در میان انگلیسیان، چه مقدار از تنهایی این مرد را احساس کرده و با تلاش سختِ اراده به سر کوبی آن در درون خویش پرداخته است.
دیدگاه کنراد از نوگرایی سخت به دور بود. در درنیای نو، دو فلسفه وجود دارد: یکی آن‌که از روسو مایه می‎گیرد، و انضباط را به مثابه غیر ضرور کنار می‎گذارد؛ و دیگری که دلالت خود را کلاً در توتالیتاریانیسم می‎جوید، و انضباط را اساساً تحمیلی از برون می‎داند. کنراد پیرو سنت قدیم بود و معتقد به این‌که انضباط باید از درون مایه بگیرد. بی‎انضباطی را نفی می‎کرد و از انضباطی که صرفاً برونی بود نفرت داشت.

دانلود این رمان در ادامه دانلود:









طبقه بندی: معرفی و دانلود 100 كتاب برتر ادبیات جهان،
برچسب ها: رمان "دل تاریکی" یا "قلب تاریکی" اثر "جوزف کنراد"، دانلود 100 كتاب برتر ادبیات جهان، دانلود رمان های برتر جهان، بهترین آثار ادبیات دنیا، دانلود رمان قلب تاریكی، دانلود رمان دل تاریكی، بهترین رمان های تاریخ ادبیات،
[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ اسیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ ادبی شعر داستان مینیمال اطلاعات عمومی زندگی کامپیوتر الکترونیک جامعه نرم افزار سخت افزار
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما: