تبلیغات
هوای تازه

هوای تازه
و ناگهان چقدر زود دیر می شود... 
تماس با ما
نویسندگان
نظر سنجی
به آثارکدام نویسنده علاقه ى بیشترى دارید؟





لینک های مفید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت







   نقد داستان داش آکل اثر صادق هدایت


  

داش آکل یکی از سه- چهار داستان کوتاه مشهور صادق هدایت است (1281- 1330 ش.) و شاید بتوان گفت پر خواننده ترین و جذاب ترین آنها- نسبت به دیگر آثار این نویسنده- است. از همین رو نیز، اولین داستان کوتاه هدایت بود که توسط یکی از کارگردانان مشهور سینمای ایران در قبل از انقلاب (مسعود کیمیایی) تبدیل به فیلمی سینمایی- به همین نام- شد، و به نمایش درآمد.(1)
داش آکل یکی از ده داستان کوتاه مجموعه «سه قطره خون»- چهارمین کتاب و دومین مجموعه داستان منتشره از هدایت- است، که نخستین بار در سال 1311 به چاپ رسید و منتشر شد. انتخاب نام «سه قطره خون» برای این مجموعه توسط هدایت، نشان می دهد که از نظر خودش، به هر حال، «داش آکل»، قوی ترین داستان مجموعه مذکور، نبوده است......

این داستان کوتاه دوازده- سیزده صفحه ای، در طول مدت زمانی که از انتشار آن می گذرد، در کتابها و نشریه های مختلفی چاپ، و درباره آن، اظهارنظرهای- مثبت- زیادی شده است. به گونه ای که کمتر نویسنده، منتقد ادبی یا علاقه مند به داستانی در ایران باشد که این داستان را نخوانده، یا دست کم، نامش را نشنیده باشد.
برای مثال، در نخستین کتاب تالیفی به زبان فارسی درباره داستان (هنر داستان نویسی ؛ تالیف ابراهیم یونسی، چاپ اول : 1341) خلاصه و بخش هایی از این اثر، به عنوان یک داستان نمونه، آورده شده است. هر چند، مورد نقد و بررسی، قرار نگرفته است.
در کتاب درسی «متون ادبی» سال سوم آموزش متوسطه عمومی رشته فرهنگ و ادب، مربوط به دوران قبل از انقلاب (دهه 1350) یکی از دو نثر داستانی معاصر آورده شده، متن کامل همین داستان «داش آکل» صادق هدایت است (متن دیگر، داستان کوتاه "آدم بدنام" از محمدعلی جمالزاده
است).
در کتاب آموزشی «عناصر داستان»، تالیف جمال میرصادقی (چاپ اول: 1362) نیز، متن کامل "داش آکل"، به عنوان یک داستان کوتاه نمونه- البته بدون هیچ نقد، تفسیر یا توضیحی- درج شده است.
جمال میرصادقی، همچنین، در کتاب دیگرش، "جهان داستان ایران" (چاپ اول: 1381)، مجدداً متن کامل همین داستان را، این بار همراه با "تفسیر" آن، به قلم خودش، آورده است.
وی در این تفسیر، اظهار داشته است:
«از میان داستانهای کوتاهی که از آغاز داستان نویسی در ایران نوشته شده، داستان کوتاه "داش آکل" اثر صادق هدایت، از نظر ارائه مبانی داستان کوتاه نمونه است، و بیشتر ویژگیهایی که برای داستان کوتاه در تعریف آن آورده اند، در داستان "داش آکل" وجود دارد.»(2) «پیرنگ داستان، یعنی شبکه استدلالی حوادث داستان، محکم است.»(3) «اصول و ضوابط داستانهای کوتاه متعارف امروزی، تقریباً به طور کامل در آن رعایت شده است، و به طور دقیق از منحنی سنتی و وضعیت و موقعیت و گره افکنی، کشمکش، بحران، بزنگاه یا نقطه اوج و گره گشایی داستان پیروی می کند.»(4)
دکترغلامحسین یوسفی ، منتقد و استاد ادبیات دانشگاه مشهد نیز، این داستان را، از هر نظر، بی نقص دانسته است:
«داستان "داش آکل" خیلی خوب پرورده شده. آغاز قصه، پیشامد مرگ حاج صمد و تعیین داش آکل به عنوان وصی، هفت سال سرپرستی او از خانواده حاجی، عشق مرجان دختر حاجی، کفّ نفس داش آکل، همه در کمال زیبایی به هم پیوسته است.»(5) «چه پایانی برای داستان متناسب تر از آنچه اتفاق افتاده، ممکن است تصور کرد؟»(6)
دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، یکی از پژوهشگرانی که آثار متعددی درباره زندگی و نوشته های صادق هدایت منتشر کرده نیز، داستان "داش آکل" را ستوده است:
«"داش آکل" در نوع خود یک شاهکار کوچک است؛ که در مجموع در گروه داستانهای انتقاد اجتماعی هدایت جای می گیرد، اما خصوصیات قابل توجه یک روان- داستان را دارد.» (7)
هوشنگ گلشیری
هم، مشابه چنین نظری را درباره این داستان دارد:
«داستان "داش آکل" هدایت، داستان خوش ساختی است و یکی از سنگهای بنای داستان نویسی معاصر است. کاری به سیاق شاخه ای که موپاسان شاخص ترین نماینده آن بود.» (8)
قطعاً ساخت فیلم سینمایی "داش آکل" توسط مسعود کیمیایی و نیز چاپ این داستان کوتاه در کتابهای درسی دوره دبیرستان پیش از انقلاب را، باید یکی از عوامل بسیار مهم شهرت این اثر، در نزد توده مردم و سطح اجتماع دانست. اظهارنظرهایی از نوع آنچه پیش از این آمد، و طرح این داستان در برخی از کتابهای آموزشی داستان نویسی، از دیرباز تاکنون، نیز، سبب شهرت آن در نزد اهالی فن، و دوستداران ادبیات داستانی کشور شده است. به این ترتیب، چه بسیار نوقلمان و هنرجویان این عرصه، که با پذیرش این تعریفها و تمجیدها و رهنمودها، این داستان کوتاه را، مدل و الگویی تمام عیار و بی نقص در زمینه داستان کوتاه تصور کرده، در داستانهای نوشته شده توسط خود، ساختار، پرداخت و دیگر مختصات آن را مورد پیروی قرار داده اند و می دهند.(9)
اما آیا واقعیت همین است؛ و نویسندگان ما، با الگو قرار دادن "داش آکل" و داستانهای مشابه آن، قادر خواهند بود موفق به نوشتن داستانهای ماندگار و درخشان شوند که نام کشور ما را در عرصه داستان، در جهان بلند سازد؟ و اگر پاسخ مثبت است، چرا با گذشت نزدیک به هفتاد و پنج سال از انتشار این داستان و داستانهای مشابه آن، چنین اتفاقی نیفتاده است؟
نقد حاضر، آن گونه که شیوه کار صاحب این قلم است، می کوشد با نگاهی کاملاً فنی و معطوف به خود اثر، به این پرسشها پاسخ دهد؛ و- به خواست خدا- از این طریق، به سهم خود، راهی نو، در این عرصه بگشاید.
اما آیا واقعیت همین است؛ و نویسندگان ما، با الگو قرار دادن "داش آکل" و داستانهای مشابه آن، قادر خواهند بود موفق به نوشتن داستانهای ماندگار و درخشان شوند که نام کشور ما را در عرصه داستان، در جهان بلند سازد؟؟؟


پی نوشت ها :


1- امروز مصادف با 23 فروردین ماه مناسبت دارد با سالگرد خودکشی صادق هدایت .
2- این فیلم در سال 1350 ساخته شد. در همین سال، بزرگمهر رفیعا، در آمریکا، از روی «بوف کور» هدایت فیلمی ساخت که به سبب مخالفت جهانگیر هدایت، برادرزاده و وکیل صادق هدایت، این فیلم در ایران اجازه نمایش نیافت. در سال 1354، کیومرث درم بخش، از «بوف کور» یک فیلم پنجاه و پنج دقیقه ای، به تهیه کنندگی تلویزیون ملی ایران ساخت، که هرگز به نمایش عمومی در نیامد. در اواخر دهه ی 1350 – پیش از پیروزی انقلاب – یک سریال تلویزیونی براساس «تخت ابونصر» نوشته ی صادق هدایت، با فیلمنامه ی احمد شاملو و کارگردانی مرتضی علوی ساخته شد. در سال 1376، داوود میرباقری فیلم «ساحره» را با اقتباس از داستان کوتاه «عروسک پشت پرده» هدایت ساخت. در جشنواره ی فیلم فجر سال 84، فیلم «گفتگو با سایه» به کارگردانی خسرو سینایی براساس فیلمنامه ای از حبیب احمدزاده به نمایش درآمد. این فیلم درباره ی زندگی و آثار صادق هدایت بود. جهانگیر هدایت که کمتر پیش می آمد راجع به اقتباسهای سینمایی از آثار موکلش نظر مثبت ارائه دهد از «گفتگو با سایه» تمجید فراوان به عمل آورد، و آن را جزو معدود آثاری دانست که توانسته است به شخصیت و روح آثار صادق هدایت وفادار بماند.
آخرین فیلمی که تاکنون در سینمای ایران از روی آثار از صادق هدایت ساخته شده است، «قصه های یک زندگی» به کارگردانی حسن هدایت است. او کارش را در سه اپیزود به نامهای «دون ژوان کرج»، «تاریکخانه» و «سفر» شکل داده است. دو اپیزود اول براساس دو داستان کوتاه صادق هدایت است، و اپیزود سوم، شب آخر زندگی هدایت را مرور می کند. او پیش تر نیز فیلم «گرداب» را براساس داستانی از هدایت ساخته بود (مهرزاد دانش، داش آکل سینمای ایرانی، روزنامه ی جام جم (قاب کوچک)، 8/7/85)
3- جمال میرصادقی، جهان داستان (ایران)، نشر اشاره، چاپ اول: 1381، ص 99.
4- پیشین، ص 100.
5- همان، ص 103.
6- 7. غلامحسین یوسفی، دیداری با اهل قلم – مجلد دوم، دانشگاه مشهد، چاپ اول، 58 – 1357، ص 337.
8- محمدعلی همایون کاتوزیان، صادق هدایت، از افسانه تا واقعیت، ترجمه ی فیروزه مهاجر، طرح نو، چاپ اول: 1372، ص 127.
9- هوشنگ گلشیری، باغ در باغ – مجلد دو، نیلوفر، چاپ اول: 1378، ص 661.
10- چاپ همین تک داستان کوتاه، به صورت یک کتاب(!) مستقل، در شمارگان یکصد هزار نسخه (اگر شمارگان قید شده در شناسنامه ی آن، واقعی بوده باشد) در سال 1383 نیز، به تنهایی برای تأیید این سخنان، کافی است.


همچنین بخوانید:

متن کامل داستان داش آکل


چندین داستان از صادق هدایت






طبقه بندی: نقد ادبی،
برچسب ها: نقد، نقد ادبی، ادبیات، نقد ادبیات، نقد کتاب ها، نقد رمان، منتقد ادبی، نقد و منتقد، بررسی، تحقیق، مقاله، مقالات ادبی، نقد داستان ها، نقد داستان کوتاه داش آکل اثر صادق هدایت، نقد داستان داش آکل اثر صادق هدایت، نقد داش آکل صادق هدایت، نقد آثار صادق هدایت، نقد داستان های صادق هدایت، داش آکل، نقد داش آکل، نقد داش اکل،
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ اسیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ ادبی شعر داستان مینیمال اطلاعات عمومی زندگی کامپیوتر الکترونیک جامعه نرم افزار سخت افزار
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما: